تبليغاتX
×××صدای سمپاد×××

×××صدای سمپاد×××

با گویندگی دو سمپادی گل اندکی هم خل!!!:دی

جدا چه قد زود روزا می گذرن!انگار نه انگار که همین دیروز بود که تازه اولین روز مهر بود!خدا کنه دیگه روزا ان قد زود نگذرن!می ترسم یه روز به همین روزدیا سمپادی بودنمون تموم شه!(اوه چه فلسفی!)


من که نمی فهمم همه از چیه عید خوششون می آد!من که از تعطیلی متنفرم!تنها چیزی که تو عید باهاش حال می کنم کادو گرفتن و 13 به دره!..........بقیه اش هم کلی عید دیدنیه!که اصن دوس ندارم!(البته فقط خونه فامیلای نزدیک خوبه!)


کلا این که من عیدا و تعطیلیای دیگه تو خونه کپک می زنم!مشکل اینه که امسال کپکم نمی شه زد!باید بشینیم (مثلا) درس بخونیم!چون هفته ی دوم بعد از عید امتحانای میان ترمه!بعد کارنامه شون...بعد ترم...بعد کارنامش...بعد تابستون!

حالا اینارو بی خیال!جاتون خالی 2 شنبه پا شدیم با بچه ها رفتیم خانه والیبال بازیه پیکان و سایپارو دیدیم!fگله ای...حدودا یه 20 تایی از مدرسه ما بودیم!کلی حال داد!البته گلوم امروز در حال پاره شدنه!آخه تو کل قسمته خانومه فقط ما بودیم که تشویق می کردیم!اونای دیگه هم که یه دستی سوتی چیزی می زدن همشون سایپایی بودن!.........بعدشم که اومدم خونه داشتم تا بوق سگ سوالای ریاضی رو حل می کردم!...


تقویمای سمپاد امسال رو هم بهمون دادن!به نظر من که طرح روش یه کم غمگین و پر معنا...مگه نه؟(البته اگه بتونین چیزی ببینین!)

پ.ن1:بلاگفا کلا اسمایلی هارو برداشته یا مال من ترکیده؟....

پ.ن2:مث این که هفته ی دیگه 2 شنبه و 3 شنبه هیچ کی نمی خواد مدرسه بره جز من!...(البته نه به خاطر ترس از غیبت غیر موجه بلکه به خاطر این که دوس ندارم خونه بمونم!...)

پ.ن3:سر زنگ ادبیات من رفتم یه پا پشت به کلاس(رو به تخته)وایسادم بلکه الگو شم برای آیندگان!!!!البته بعدشم معلم اجازه داد تو کلاس بچرخم و بچه ها رو ساکت کنم....من که خیلی معملمونو دوس دارم!!!!

اینم همین جوری خوشگل بود گذاشتم!

+ آپ شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 18:3  توسط مهی باحال  |