صدا...دوربین!زومه؟...![]()
یه شمبه!(ن)-زنگ چهارم-کلاس ۱/۴--->صحنه وقوع جنایت!![]()
بچه های معصوم و بی نوا بعد از دو زنگ ریاضی حالا نشستن سر فیزیک با مخای پکیده!
و این جاست که می شه معنای واقعی کپک زدن رو دریافت
!
خب!معلمومه که من نمی شینم دست رو دست بذارم که حوصله ام سر بره و مبحث نور رو برای بار nاوم گوش کنم!(که البته هر دفعه نمی کنم!
)بلکه با رفیق عزیزم می شینیم طرح تفریحات سالم می ریزیم![]()
اولش شروع می کنیم میس انداختن به بچه های کلاس و کلا مرض ریختن!
معلوم می شه که نه خیر!مث این که اینا خیال ندارن درسو ول کنن
پس متوسل به بچه های کلاسای دیگه می شیم!
بلوتوثارو روشن می کنیم و سرچکی می کنیم!بعد به این نتیجه می رسیم که هیچ کس دیگه ای مث ما عقلشو از دست نداده که سر کلاس بلوتوثشو روشن کنه
(اعم(شامل!متشکل از)از کلاس بقلی-بالایی-پایینی-رو به رو و...
)پس بیخیله کرم ریختن از طریق بلوتوث می شیم![]()
مث این که باید به صورت انفرادی وارد عمل شیم!از وایرلسه مدرسه کمک می گیریم بلکه این اوقات را به جای کپک زدن با اینترنت پر کنیم که دماغمان خفن می سوزد
چون ما کلاس ته راهروییم و این جارو خوب پوشش نمی ده و هی قطع و وصل می شه بیخیله نت می شیم
اما ما به هیچ وجه دست بردار نیستیم و حاضر نمی شیم که سر کلاس درس گوش کنیم
پس گزینه ی آهنگ گوش کردنو می گزینیم!بلکه حوصله امان سر نرود
حالا این وسط سیم هندز فری کوتاهه به گوش منو بقل دستیم(که خواستار درج نشدن اسم هستن!
)نمی رسه!حالا این وسط هی من سیمو بکش!X سیمو بکش!خوبه پاره نشد![]()
منم که دیدم اینجوریه گفتم باید یه فکر اساسی بکنم!
یه برگه برداشتم روش بزرگ با ماژیک نوشتم:کی هندز فری نوکیا سری n داره؟خواهشا رد کنه بیاد
هر وقتم معلم سرشو بر می گردوند می گرفتم بالای سرم و باعث ترکیدن بچه ها از شدت خنده می شدم!
آخرشم معلوم شد که نصف کلاس سونی اریکسونن!بقیه هم نوکیای غیر n!یکی هم که هندز فریش به مال من می خورد جا گذاشته بود!
خلاصه رفتم از یکی از رفقای کلاسای دیگه گرفتم!
اما کلا دیگه بی خیل شدم!چون هم تمام انرژی ام رفته بود هم بازم سیم این کوتاه بود![]()
پ.ن:این هفته بازم جلسه اولیاء و مربیان داریم!یادم باشه به مامانم بگم یه روزی بیاد که معلم فیریکمون نیس![]()
پ.ن۲:راستی ولنتاینتونم مبارک![]()

در کل فقط آپ می کنم که بدونین زنده ام
چون الان شب شنبه اس و هزار تا کار رو سر من ریخته!از تحقیق اجتماعی گرفته تا...تا....تا...چه می دونم تا خوابیدن
!وضعیت ما از وقتی امتحانا تموم شد این بود:یه روز می اومدیم مدرسه بچه ها می گفتن خوش حال باشین!کارنامه ضریب نداره!مام یه دور بدون ضریب حساب می کردیم و.....
فرداش می گفتن نه اشتباه شده ضریب داریم!مام از رو بیکاری یه دور دیگه حساب می کردیم می دیدیم ای وای این دفعه خیییییییییلی دمه مرزیم
!حالا چه غلطی کنیم و....بازم فرداش می گفتن اصن نه ضریب داره نه معدل می دن فقط یه مشت نمره اس
!مام کلاها(که چه عرض کنم مقنعه ها)رو می انداختیم هوا
!همدیگرو بغل می کردیم و اشک شوق می ریختیم!
یه روز دیگه می گفتن کارنامه نمی دن...کامپیوتر و هندسه تو معدل نمی آد...ضریب همه درسا ۲ اس...
کلا تو این یه هفته معدل من بین ۱۶ تا ۱۹.۵ در نوسان بود!
حالا خدا می دونه این کارنامه قراره چه چیز عجق وجقی بشه!.....
)!بقیه تا دلتون بخواد از ۱۷ داریم تا ۱۹.۷۵!خلاصه فک کنم مدرسه ۴ شنبه غلغله اس...و این که ما قراره ۵شنبه جمعه.....
اومدم یه متن واسه همسایگان محترم بنویسم بزنم دم در خونه،که همسایگان رو این جوری نوشتم:همسایه گان....
آخه اینا چه فکری می کنن؟دیگه مدیری به خوبی اژه ای پیدا نمی شه!
!اما به نظر من کار مزخرفیه!ما ان قد ترسوییم که...