تابستون تموم شد و من آخرم یه روز با دل خوش نتونستم برم دوچرخه سواری...
!عاشق اینم که با دوچرخه تو خیابونا ول بگردم و هی برای مردم بوق بزنم!
(بهتر بگم کرم بریزم!
) البته هیچ کدوم از این ۲ کارو نمی تونم بکنم.
چون من خیر سرم دخترم!ودختر باید تمیز و نظیف و خانوم و مرتب باشه
به قول معروف مواظب وجنات و سکناتم باشم!
وای من نمی دونم چرا دختر شدم!از این کارا متنفرم!اصن اگه از این که حقوق پسرا ۲/۳ دخرتاس بگذریم ولی خیلی کارا میتونن بکنن که دخترا نمی تونن!
هیچ وقتم کسی بهشون نمی گه این کارو نکن اون کارو نکن خانوم باش!
امروز صبح با مامانم اینا رفته بودیم پارک داداشتم هم با دوچرخه اش اومده بود!(البته دوچرخه ی من بود که از امسال رسید بهش!
)طبق معمول من حوصلم سر رفت و یه هندز فری چپوندم تو گوشم!
داداشم هم رفت دقیقا یه دور با دوچرخه زد اومد نشست رو نیمکت.
بهش گفتم:
چی شد نکنه خسته شدی؟
-اوه اوه!آره
گفتم بیام یه استراحتی بکنم!
-نکنه تا الان داشتی وزنه برداری می کردی؟
-نه اما خب خسته شدم دیگه!(نمی دونم چرا من پسر نشدم این دختر!
)
قبل از این که مامانم بیاد به خودش بجنبه و داداشم بیاد جلومو بگیره پریدم پشت دچرخه و فلنگو بستم!
حالا داداشم بدو من بدو!از بس خسیسه نمی ذاره سیم ثانیه سوار دوچرخه شم!تازه خوبه قبلا واسه خودم بوده ها!ولی صحنه خیلی جوک بود!
تا می تونستن تند دور پارک رفتم و اومدم و فربد بدبختم دنبال خودم کشوندم!
یک حالی داد که نگو!فقط یه بار که داشتم شالمو درس می کرد که باد نبره نزدیک بود برم تو شیکمه آقائه!(حالا خوبه کلاهم سرم گذاشته بودم مگرنه حتما باد می برد
!)
بالاخره آخرشم داداشتم بی انصافی کرد و از پشت یه ور شالو کشید و همه ی حجاب مجاب هوتوتو شد!
منم مجبور شدم وایسم تا شالمو بردارم
!
رفتم پیش مامانم خوش بختانه گیر نداد گفت پارکه اشکال نداره!
اما من مطمئنم اگه بعدازظهر بود( که اونموقع پارک پر پسره
) امکان نداشت بذاره دستم به لاستیک دوچرخه ام بخوره!
راسی پریروزXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX!گفتن بی جنبه بازی درمی آرین ننوشتم!
پ.ن۱:یه چیزی بگم غافلگیر شین!این مثلا آپ خداحافظی ام بود!
گفتم تنوع بدم یه کم جالب شه!
پ.ن۲:نمی دونم گفته بودم یا نه اما از اول مهر فقط هفته ای یک یا دو بار(بستگی به استعدادم تو مخ زدن داره
)آن می شم!واسه همین مث قبل نمی تونم بهتون سر بزنم!
پ.ن۳:منو یادتون نره!

):بعله...