تبليغاتX
×××صدای سمپاد×××

×××صدای سمپاد×××

با گویندگی دو سمپادی گل اندکی هم خل!!!:دی

بوق بوق بوووووووووووووووق!میگ میگ میگ!دنگ دنگ دنگ!ترررررررررررق!

اگه گفتین این چیه؟بدو بدو!یه کم فک کن!آفرین داری نزدیک می شی!زدی به هدف ! خودمم نمی دونم چیه! گفتم واسه تنوع یه مدل دیگه آپمو شروع کنم!البته بگما!ین آپ واسه اونایی که می گن ما همه ی فیلمای ترسناک روز رو دیدیم و شماها بچه سوسولین نیست!!چون من اصن حال کامنتای چرت و پرت ندارم!

خب!اهم اهم....جاتون خالی یه ۲ روزی با رومینا رفته بودیم خونه فری اینا!لنگر خوردیم و کنگر انداختیم در واقع به قول یکی از دوستان چتر باز کردیم و اینا!خودتون که می دونین مگه ممکنه آدم دو روز خونه نباشه و حال نکنه؟ حالا...با هم قرار گذاشتیم فیلم ترسناک ببینیم!(البته خودتونو نکشین چون نمی گم چه فیلمی !بگم که آبروی هر۳مون اساسی رفته! )گفتیم شب ببینیم که پرده هارو بکشیم و چراغارو خاموش کنیم و خیر سرمون محیطو ترسناک کنیم !روز گذشت و شب شد و مام ۳تایی لم دادیم رو تخت فری و عین چی زل زدیم به تلویزیون! اونم کی!؟ساعت ۱۲ شب که بخوای نخوای همینجوری ترسناک می زنه! اولش فریناز گفت بزن تبلیغارو رد کن !که البته ما بعدن فهمیدیم که تبلیغ نبوده اول فیلم بوده!اما خوب اون موقع ترجیح می دادیم فک کنیم تبلیغه!....فری که هی کنار من ویبره می رفت رومینام رفته بود تو فیلم !ا۵دقیقه ی اول قابل تحمل بود!اما وای به حال بعدش!....

اولین جای مثلا ترسناک فیلم که رسید همه یک جیغ بنفش زیبا سر دادیم که غلط نکنم واسه همین بود که بقیه ی اهالی خونه از خواب پریدن! بعدم پتو هارو کشیدیم تا جلوی چشا بالا!سعی کردیم به روی خودمون نیاریم ترسیدیم اما با وجود دندونایی که صدای به هم خوردنشون تق تق می رسید یه کم ناجور بود! حالا من تو دلم هی به خودم می گفتم:آخه مرررض داری فیلم اینجوریو ساعت ۱۲ شب می بینی؟ والا فک نمی کردم  بهتر بگم فک نمی کردیم ان قد ترسناک باشه!

خلاصه....حیف که موضوع برای آپ کم داشتم مگرنه در این مورد آپ نمی کردم که آبروی خودم و دوستامو ببرم!فیلم رسید به جایی که جسد دختررو نشون می داد و صورتش یه کم نافرم بود! ماهم خودمونو زدیم به کوچه ی علی چپ و گفتیم آخه این فیلما چیه؟؟؟آخه این کارگردان فک نمی کنه اینا چه تاثیر بدی رو طفول زیر ۳ می ذارن؟ اصن تاثیر این فیلما وفتی آدم بزرگ می شه می ریزه بیرون!و یه بحث کامل روان شناسی در این مورد کردیم!بدم برای از بین نرفتن مرض های عفت و پاک دامنی قید فیلمو زدیم و جیش بوس لالا!

صبح بنده مجبور شدم ساعت ۷ و نیم پاشم! درواقع رومینا خانوم کنار من خوابیده بود و هی پتو رو از رو من می کشید کنار!منم یخ می کردم و مجبور می شدم برای بار صدم پتو رو به زور از رومینا بگیرم! آخرم خوابم پرید...بعد من و رومینا پاشدیم ادامه فیلمو ببینیم!(فک کنم اول صبحی کلمون داغ کرده بود قضایای دیشبو یادمون رفته بود )!فرینازم مجبور شد جمعو همراهی کنه البته چون صبح بود یه کم وضعیت از دیشب بهتر بود!

حالا نکته ی جالبش این بود که از دماغ خانومه هی خون میومد در همین لحظه هم فریناز خون دماغ شد اونم ناااجور !ولی من غلط می کنم دفه ی دیگه شب از این فیلما ببینم!

پ.ن۱:هیچ شکلکی خودمون نمی شه!

پ.ن۲:متن کوتاه بود منم هی اینتر زدم بلکه بلند شه!شما به روی خودتون نیارین حالا!

پ.ن۳:احتمالا به خاطر این آپم کتک خوشگله رو از فری می خورم!

+ آپ شده در  جمعه 25 مرداد1387ساعت 11:11  توسط مهی باحال  | 

گفتم از همین اول اتمام حجت کنم و بگم این آپم از عالم شپروته!   ینی من دارم از خواب غش می کنم و دلیله این که من این موقع یه روز از خواب نازم زدم و دارم با کلی غلط املائی و تایپی آپ می کنم اینه که بدونین من هنوز زنده ام !و وبلاگم باز هم آپ می شه.. فقط بیبخشید که یه کوچول نبودم! گرچه دیروز هم یه 6 ساعتی خوابیدم  اما هنوز هم گیج میزنم... حالا...!ادامه مییییی دیم!

سلامممممممممممممم!چطورین؟(تازه بد از این همه حرف سلام می کنم! )ببخشید یه مدت نبودم!گفتم که سفر بودم!نتونستم به وب هیچ کس سر بزنم..تازه روزای آخر فهمیدم 2 تا کامپیوتر خفن داغون گذاشتن اون کنار که کلی هم باید برای استفاده ازشون تو صف منتظر می شدی   واسه همین کلا حالش نبود که  بیام تو نت سر بزنم...!فقط تونستم یه روز که می خواستم جوابارو چک کنم به نظرام هم یه نگاه بندازم! ولی به جاش با یه خبر دست اول توپ توپ اومدم! اگه گفتی چییییییییییییی شده؟

بالاخره جوابارو دادن!

نمیرم من..!واقعا به روزما! اگه اشتباه نکنم دوشنبه دادن..!شایدم طبق معمول دارم اشتباه می کنم !حالا...مثلا قرار بود من به همه خبر بدم که جوابارو دادن اما برعکس شد!حالا گوش کنین چه جووری فهمیدم قبووووووووووولیدم!

ساعت 12 شب بود و داشتم کم کم می رفتم تو خواب ناز که یهو:دییییییییم دیییییییییییییییم یاشاید هم زیینگ زیییییییییینگ! به هرحال صدای گوشی مامانم بود!مامانم گوشیو برداشت و گفت به!سلام خانوم جا خالی!چه خبرا؟و من گرفتم که جوابارو دادن! آخه مامانم کلی به این خانوم سپرده بود که اگه دادن بهمون خبر بده!وقتی هم که زنگ می زنه ینی همین دیگه!حالا خوب شد قبول شدم اگه نشده بودم که واویلا...! من و دوستام که همه فرزانگان1 قبولیدیم اما یه سری از بچه هامون رفتن 2...خیلی حیف شد ولی فک کنم خودشون خواستن! ولی خطر از بیخ بیخ گوشمون گذشت ها...!

به همه ی سمپادی  ها کلیییییییییییییییییییییییییی کلییییییییییییییییییی تبریک!   ایشاالله خبر قبولی تو دانشگاه و ازدواج و اینا!

بیشتر از این خدایی مخم نمی ک شه چیزی بنویسم!فعلا..........!به وب همه هم سر می زنم!کلی هم دستون درد نکنه که وقتی من نبودم یادتون بوده که تو وبم نظر بدین!

پ.ن:آخرین کتاب دارن شان هم یه چند وقتیه که اومده!به خوبی کتابای قبلی اش نیس اما باحاله!حتما از سایت دارن شان فنس دانلودش کنید!


بدجوری درگیر قالب وبمم!نظرتونو در مورد این یکی هم بگین!جووون من!
+ آپ شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 13:14  توسط مهی باحال  | 

دیم دیم دییییییییییییم...دیریدیدیم.دیم دیم دی دی دی دیم..دیم دی دی دیم دی دی دیم دی دییییی(همون زنگ اخبار خودمون )

ادامه ی اخبار ساعت 25:78 از شبکه ی 99:

از این که تا قبل از پیام های بازرگانی گوشنده ی اخبار ما بوده اید بیسیار بیسیار ممنونیم.و اینک ادامه ی اخبار توسط همکارم خانم غضنفری:

جواب کنکور در پیک سنجش و غیر سنجش اعلام شد.جو خانه ها یی که پشت کنکوری داشته اند الانه بر حسب زطبه ها ببخشید رتبه های عزیزانشان تغییر نموده! که البته این امر کمی تا قسمتی طبیعی می زند!و اما مثل همیشه این کنکور پشت صحنه ها و درگیری های زیادی داشته است.هم اکنون به این گزارش چشم و گوش و بینی فرا دهید (مثال یکی از اثرات مخرب کنکور بر روی افراد غیر پشت کنکوری  )

تو خونه لم دادم زیر کولر و دارم کم کم دارم می رم تو چرت که یهو صدای حرف زدن مامانم با تلفن چرت نیم روزیمو پاره می کنه .خب حالا که خوابم نبرد بذار حداقل یه کم فضولی کنم !می رم اون یکی گوشیو بر می دارم ببینم چی می گن !شاید یه کم به دردم خورد

مامان(درحال صحبت با یکی از دوساش که دخترش تازه جواب کنکورو گرفته ):نه بابا !آخه دختر تو که رتبه اش خوب شده!بابا بهش کلی تبریک بگو از طرف من بگو امیداورم موفقیت های بزرگتری هم پیدا کنه و.. (از این حرفا! )

یارو:آخه تو به این می گی خوب؟تازه بچه داره خودشو می کشه !همه ی دوستاش ازش بهتر شدن!

مامان:آخه این رتبه که خوبه!دختر تو هم که خیلی درس خوند!حتما می تونه یه دانشگاه خوب بره!

یارو:آخه 22هزار خوبه؟(من دارم پای تلفن غش می کنم آخه باز دسته گل به آب دادم.  دوسش واسش اس ام اسی رتبه ی دخترشو گفته بود اس ام اسم من برای مامانم خوندم.لابد باز یه صفر کم و زیاد دیدم !)

مامان؟22هزار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(چند ثانیه مکث )آخه من فک کردم 2 هزار و دویسته...

یارو:نه بابا!اگه 2هزار و دویست بود که ناراحت نمی شد......و من دیگه تلفونو قطع می کنم و می رم یه جا قایم شم تا مامانم عصبانیتش کم شه! الان میاد بهم می گه آخه تو دوباره آبروی منو جلو دوستام بردی و ..آخه حواست کجاس ؟من چندبار بهت بگم دقت کن. اما خوب این یه موردو راست می گه آخه 4 یا 5 بار تو امتحانای ترم 8است رو خوندم 18 و از این جور سوتیا تو امتحان ریاضی زیاد دادم !حالام که 22000 حوندم 2200!یه نیم ساعت بد از مخفیگاه می آم بیرون و ناچار می رم پیش مامانم:

-مامان این دوستت چی می گفت؟

مامان:می گفت که تو برام اشتباه رتبه ی دخترشو خوندی.......ینی باز یه صفر کم دیدی (اینو همینجوری زدما!آخه نینجای خوش تیپیه!)

من:آخه 22000 یه کم دور از انتظار بود.تازه تو به 22000 می گی خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مامان:برای دختر اون خوبه!نه برای تو.اون که خیر سرش تیزهوشان نمی ره!

من:آهان اونوقت بنده باید چند بشم مثلا؟300 خوبه؟

مامان:نخیر 300 بیاری از خونه می اندازمت بیرون

من:پس اگه 2000 بیارم حتما منو می ری نمکی ببره!
مامان:نخیر خودم می کشمت! (البته این شکلک خودکشیه ها)
من:پس تکلیف بندرو روشن می کنین؟

مامان:دو رقمی خوبه...اما باید روش فک کنم

من:خوب دیگه پس تا 99 می شه..آخی.........

مامان:نخیر دو رقمی داریم تا دو رقمی!
من:با این اوصاف آخر می رسیم به رتبه ی 1!یا مرگ

مامان:آره حدودا...................

بعله!گزارشم دیدیم!و بقیه ی اخبار رو می تونید بعد از ساعت 35 دنبال کنید.... دست دست دست بیا!

آخه خدایی بی انصافی نیس؟من برای این که رتبه 1 بگیرم احتمالا از درس خوندن می میرم!ولی حالا مرگ در راه علم بهتر از مرگ توسط مادر گرامه!

پ.ن:بالاخره گوشی مو عوضیدم!یه ان ۷۸ خریدم!مامانم می گه شبیه گوش کوبه!اما من که خیلی دوسش دارم راسی من خودم نه کنکوریم نه قراره حالاحالاها کنکور بدم!اما خوب موضوع آپ کم بود منم فقط تونسم همینو گیر بیارم!تازه یه چیزه دیگه!مامان من این قدرا هم سخت گیر نیسا!!تازه هم من دوسش دارم هم اون!اما خب گفتم مبالغه کنم که یه کم متن قشنگ بشه!جزو عناصر زیبایی دیگه!


من دارم می رم سفر و نمی دونم فک کنم تا ۵شنبه ی دیگه نیسم!پس فلن بای بای اما وای به حالتون اگه بیام ببینم نظر ندادیم

 

+ آپ شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 16:53  توسط مهی باحال  |