اگه گفتین این چیه؟بدو بدو!یه کم فک کن!آفرین داری نزدیک می شی!زدی به هدف !
خودمم نمی دونم چیه!
گفتم واسه تنوع یه مدل دیگه آپمو شروع کنم!البته بگما!ین آپ واسه اونایی که می گن ما همه ی فیلمای ترسناک روز رو دیدیم و شماها بچه سوسولین نیست!!چون من اصن حال کامنتای چرت و پرت ندارم!
خب!اهم اهم....
جاتون خالی یه ۲ روزی با رومینا رفته بودیم خونه فری اینا!لنگر خوردیم و کنگر انداختیم
در واقع به قول یکی از دوستان چتر باز کردیم و اینا!خودتون که می دونین مگه ممکنه آدم دو روز خونه نباشه و حال نکنه؟
حالا...با هم قرار گذاشتیم فیلم ترسناک ببینیم!(البته خودتونو نکشین چون نمی گم چه فیلمی
!بگم که آبروی هر۳مون اساسی رفته!
)گفتیم شب ببینیم که پرده هارو بکشیم و چراغارو خاموش کنیم و خیر سرمون محیطو ترسناک کنیم
!روز گذشت و شب شد و مام ۳تایی لم دادیم رو تخت فری و عین چی زل زدیم به تلویزیون!
اونم کی!؟ساعت ۱۲ شب که بخوای نخوای همینجوری ترسناک می زنه!
اولش فریناز گفت بزن تبلیغارو رد کن
!که البته ما بعدن فهمیدیم که تبلیغ نبوده اول فیلم بوده!اما خوب اون موقع ترجیح می دادیم فک کنیم تبلیغه!....فری که هی کنار من ویبره می رفت رومینام رفته بود تو فیلم
!ا۵دقیقه ی اول قابل تحمل بود!اما وای به حال بعدش!....
اولین جای مثلا ترسناک فیلم که رسید همه یک جیغ بنفش زیبا سر دادیم که غلط نکنم واسه همین بود که بقیه ی اهالی خونه از خواب پریدن!
بعدم پتو هارو کشیدیم تا جلوی چشا بالا!سعی کردیم به روی خودمون نیاریم ترسیدیم اما با وجود دندونایی که صدای به هم خوردنشون تق تق می رسید یه کم ناجور بود!
حالا من تو دلم هی به خودم می گفتم:آخه مرررض داری فیلم اینجوریو ساعت ۱۲ شب می بینی؟
والا فک نمی کردم بهتر بگم فک نمی کردیم ان قد ترسناک باشه!
خلاصه....حیف که موضوع برای آپ کم داشتم مگرنه در این مورد آپ نمی کردم که آبروی خودم و دوستامو ببرم!فیلم رسید به جایی که جسد دختررو نشون می داد و صورتش یه کم نافرم بود!
ماهم خودمونو زدیم به کوچه ی علی چپ و گفتیم آخه این فیلما چیه؟؟؟آخه این کارگردان فک نمی کنه اینا چه تاثیر بدی رو طفول زیر ۳ می ذارن؟
اصن تاثیر این فیلما وفتی آدم بزرگ می شه می ریزه بیرون!و یه بحث کامل روان شناسی در این مورد کردیم!بدم برای از بین نرفتن مرض های عفت و پاک دامنی قید فیلمو زدیم و جیش بوس لالا!
صبح بنده مجبور شدم ساعت ۷ و نیم پاشم!
درواقع رومینا خانوم کنار من خوابیده بود و هی پتو رو از رو من می کشید کنار!منم یخ می کردم و مجبور می شدم برای بار صدم پتو رو به زور از رومینا بگیرم!
آخرم خوابم پرید...بعد من و رومینا پاشدیم ادامه فیلمو ببینیم!(فک کنم اول صبحی کلمون داغ کرده بود قضایای دیشبو یادمون رفته بود
)!فرینازم مجبور شد جمعو همراهی کنه البته چون صبح بود یه کم وضعیت از دیشب بهتر بود!
حالا نکته ی جالبش این بود که از دماغ خانومه هی خون میومد در همین لحظه هم فریناز خون دماغ شد اونم ناااجور
!ولی من غلط می کنم دفه ی دیگه شب از این فیلما ببینم!
پ.ن۱:هیچ شکلکی
خودمون نمی شه!
پ.ن۲:متن کوتاه بود منم هی اینتر زدم بلکه بلند شه!شما به روی خودتون نیارین حالا!
پ.ن۳:احتمالا به خاطر این آپم کتک خوشگله رو از فری می خورم!
!و وبلاگم باز هم آپ می شه.. فقط بیبخشید که یه کوچول نبودم! گرچه دیروز هم یه 6 ساعتی خوابیدم
اما هنوز هم گیج میزنم... حالا...!ادامه مییییی دیم!
واسه همین کلا حالش نبود که
ولی به جاش با یه خبر دست اول توپ توپ اومدم!
اگه گفتی چییییییییییییی شده؟
اگه اشتباه نکنم دوشنبه دادن..!شایدم طبق معمول دارم اشتباه می کنم !حالا...مثلا قرار بود من به همه خبر بدم که جوابارو دادن اما برعکس شد!حالا گوش کنین چه جووری فهمیدم قبووووووووووولیدم!
به هرحال صدای گوشی مامانم بود!مامانم گوشیو برداشت و گفت به!سلام خانوم جا خالی!چه خبرا؟و من گرفتم که جوابارو دادن!
من و دوستام که همه فرزانگان1 قبولیدیم اما یه سری از بچه هامون رفتن 2...خیلی حیف شد ولی فک کنم خودشون خواستن!
ولی خطر از بیخ بیخ گوشمون گذشت ها...!
ایشاالله خبر قبولی تو دانشگاه و ازدواج و اینا!
.جو خانه ها یی که پشت کنکوری داشته اند الانه بر حسب زطبه ها ببخشید رتبه های عزیزانشان تغییر نموده!
!و اما مثل همیشه این کنکور پشت صحنه ها و درگیری های زیادی داشته است.هم اکنون به این گزارش چشم و گوش و بینی فرا دهید
(مثال یکی از اثرات مخرب کنکور بر روی افراد غیر پشت کنکوری
!شاید یه کم به دردم خورد
):نه بابا !آخه دختر تو که رتبه اش خوب شده!بابا بهش کلی تبریک بگو از طرف من بگو امیداورم موفقیت های بزرگتری هم پیدا کنه و..
(از این حرفا!
!همه ی دوستاش ازش بهتر شدن!

(من دارم پای تلفن غش می کنم آخه باز دسته گل به آب دادم.
دوسش واسش اس ام اسی رتبه ی دخترشو گفته بود اس ام اسم من برای مامانم خوندم.لابد باز یه صفر کم و زیاد دیدم
)آخه من فک کردم 2 هزار و دویسته...
و من دیگه تلفونو قطع می کنم و می رم یه جا قایم شم تا مامانم عصبانیتش کم شه!
؟من چندبار بهت بگم دقت کن.
اما خوب این یه موردو راست می گه آخه 4 یا 5 بار تو امتحانای ترم 8است رو خوندم 18 و از این جور سوتیا تو امتحان ریاضی زیاد دادم
!حالام که 22000 حوندم 2200!یه نیم ساعت بد از مخفیگاه می آم بیرون و ناچار می رم پیش مامانم:
(اینو همینجوری زدما!آخه نینجای خوش تیپیه!)

دست دست دست بیا!
تازه یه چیزه دیگه!مامان من این قدرا هم سخت گیر نیسا!!تازه هم من دوسش دارم هم اون!

پس فلن بای بای اما وای به حالتون اگه بیام ببینم نظر ندادیم