
از اسمش معلومه دیگه!!!با اندکی شرحه!
(اصلش به خاطر عدم حال نویسنده اس!)
----->این سوراخه خوشگل و تر و تمیز خرابکاری منه!!!!
نشون دهنده ی یکی از اندک چشمه های من تو خراب کردن اموال مدرسه و مرض ریختن!
البته این یکی خدایی بدون قرض/غرض قبلی بود
!!!!یکی از فوایدش اینه که باهاش می شه از در رفت بالا و دید زد!کلا به درد می خوره...
بعدش هر چی با بچه ها تلاش کردیم بزرگ ترش کنیم نشد!فقط پاهامون له شد!...
پ.ن:نتیجه گیری اینه که درهای مدرسه همشون تو خالی اند!
(البته بیشتر حدسه تا اثبات....
-->آماده سازی واسه امتحان ریاضی
!!!!!)
پ.ن 2:بالاخره من یه بار سر فیزیک عین بچه ی آدم نشستم به درس گوش کردم!!!!
جاتون خالی.....!تازه پای تختم رفتم مساله حل کردم!
پ.ن 3:فک نمی کنم تا بعد از ترم برسم آپ کنم
....این درسا آدمو از کارو زندگی می اندازن! 
14 اردیبهشت روز سمپاد کلیییییییییییییییی مبارک!!!!



تنها چیزی که تو عید باهاش حال می کنم کادو گرفتن و 13 به دره!
بعد کارنامه شون...بعد ترم...بعد کارنامش...بعد تابستون!

آخه تو کل قسمته خانومه فقط ما بودیم که تشویق می کردیم!اونای دیگه هم که یه دستی سوتی چیزی می زدن همشون سایپایی بودن!.........بعدشم که اومدم خونه داشتم تا بوق سگ سوالای ریاضی رو حل می کردم!...




در کل فقط آپ می کنم که بدونین زنده ام
چون الان شب شنبه اس و هزار تا کار رو سر من ریخته!از تحقیق اجتماعی گرفته تا...تا....تا...چه می دونم تا خوابیدن
!وضعیت ما از وقتی امتحانا تموم شد این بود:یه روز می اومدیم مدرسه بچه ها می گفتن خوش حال باشین!کارنامه ضریب نداره!مام یه دور بدون ضریب حساب می کردیم و.....
فرداش می گفتن نه اشتباه شده ضریب داریم!مام از رو بیکاری یه دور دیگه حساب می کردیم می دیدیم ای وای این دفعه خیییییییییلی دمه مرزیم
!حالا چه غلطی کنیم و....بازم فرداش می گفتن اصن نه ضریب داره نه معدل می دن فقط یه مشت نمره اس
!مام کلاها(که چه عرض کنم مقنعه ها)رو می انداختیم هوا
!همدیگرو بغل می کردیم و اشک شوق می ریختیم!
یه روز دیگه می گفتن کارنامه نمی دن...کامپیوتر و هندسه تو معدل نمی آد...ضریب همه درسا ۲ اس...
کلا تو این یه هفته معدل من بین ۱۶ تا ۱۹.۵ در نوسان بود!
حالا خدا می دونه این کارنامه قراره چه چیز عجق وجقی بشه!.....
)!بقیه تا دلتون بخواد از ۱۷ داریم تا ۱۹.۷۵!خلاصه فک کنم مدرسه ۴ شنبه غلغله اس...و این که ما قراره ۵شنبه جمعه.....
آخه اینا چه فکری می کنن؟دیگه مدیری به خوبی اژه ای پیدا نمی شه!
!اما به نظر من کار مزخرفیه!ما ان قد ترسوییم که...
)البته به خاطر این که شب امتحان هندسه اصن حال نداشتم درس بخونم نشستم بره بار ۱۰۰ اوم دزیره خوندم
نتیجه این شد که از ۹ تا سوال ۷تارو حل کردم
)بگیریم!۱۱:۱۵ سوار سرویس شدیم که تازه راننده سرویس گفت:ای وای!خب وای سین منم برم نذری مو بگیرم
خوبیش اینه که زودتر تموم می شن
یکی از بچه ها از امتحان هندسه اومد برین گفت من فقط یه سوال ۵/۲ نمره ای حل کردم!
)!
همراه بچه های معصوم و بی گناه و مظلوم واقع شده اشان
در گوشه ای از حیاط ایستاده اند!فک کنم اگه می شد فکر یکی شونو خوند داشته می گفته:
از کنار بچه های بدبخت که تو حیاط عزا گرفتن رد می شم و می رم طبقه ی اول!یا خدا...!
حالا اگه امروز روز تعین شهریه و ثبت نام بود پرنده هم تو ساختمون پر نمی زدا
!خب بی خیل!بذار فعلا گلیم خودمونو از آب بکشیم بیرون!دنبال بابام می گردم و متاسفانه می بینم که دارن با معلم شیمی مون حرف می زنن!اوه اوه اوه اوه....خانوم/آقای ایکس که به خونه من تشنه اس همچین داره با بابای من دعوا می کنه که آدم دلش به حال بابام می سوزه
حریف من نمی شی چرا با ولی محترمم دعوا می کنی؟....
!(البته دلیلشو فقط خودم می دونم و بچه های 4/1 و معلممون
)خب حالا هرجور که شده باید یه کاری کنم که بابام نره پیش معلم فیزیک مگرنه امشب خبری از شام نیست
!اما مگه این رفقای ما می ذارن؟هر ترفندی شده به کار بردن که بابام معلم فیزیکمونو ببینه
!(آخه مامان باباهای خودشونم رفته بودن پیش معلم فیزیک و بعد از خروج همچین خوش حال نبودن!اینام توطئه کردن ضد من که حداقل امشب هر3تامون شام نخوریم نه این که یکی بخوره
و جند بار این دوستان ناباب رو کتک نزدم!...
!خلاصه بالاخره عذاب به سر آمد و بابام اومد بیرون.
(فقط یه بار سر امتحان منو در حال تقلب گرفت!یه بارم دید داشتم سرکلاس لوبیا پلو می خوردم!یه بارم نزدیک بود از کلاس پرتم کنه بیرون
!یه بارم که....آخه کی به اینا می گه جدی؟)نه بابا اصن جدی نبود!فقط تذکر بود....!
آخه نمی فهمم آدم مدرسه شلوغ بازی در نیاره کجا باید بیاره؟؟؟
تازه قرار شد که اگه یه روز معلونمون نیومدن پستشونو بدن من و رومینا!ینی خوش حال باشین که اونروز مدرسه رو هواس!
نوشته بودم:حول و وهشت-هور و ماه-عذت و زلت-مقاصد و اقراز-سپاسگذاری....اگه رومینا جان نبود من همین جوری برگه مو داده بودم!
)-آهان منظورتون اینه که من دانش آموز زرنگیم ازم انتطار نمی رفت گند بزنم؟

که البته نمی خونم